ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

شله زرد نذری

1390/10/25 17:21
نویسنده : مامانی
1,259 بازدید
اشتراک گذاری

ثنا و ثمین عزیزم.روز چهارشنبه صبح رفتیم شیراز.هوا آفتابی بود و گرم و همه از اینکه بارون نمیباره ناراحت بودن.بس که قدم خیر بودیم ماniniweblog.com،همچین که عصر شد ،به قول معروف در آسمون باز شد و تا روز آخر که اونجا بودیم همش بارون بارید و همه خوشحال شدیم.هر چند که روز جمعه خونه نشین شدیم ولی 4شنبه و 5شنبه رو رفتیم بیرون و یه گشتی هم تو بازار زدیم.چقدر دلم برای خیابونهای شیراز تنگ شده بود.خدایا یعنی میشه ما دوباره برگردیم شیراز؟!niniweblog.com

روز شنبه که اربعین حسینی بود،عمه مریم شله زردی رو که نذر بچه دار کردنشون کرده بودند رو پخت.گفته بودم که خدا بعد از 12سال بهشون یه نی نی داده که البته الان 8 ماهشه و انشااله آخر بهمن ماه به دنیا میاد.niniweblog.comبار اول که سونو رفته بود ،گفته بودن دختره ولی این دفعه گفتن پسره و اسمش رو امیر علی گذاشتن.تو این دو سه روز روروئک امیر علی رو آوردن پائین و ثمین گلی افتتاحش کردن و سوارش شدن.ناگفته نمونه که مامانتون هم تو این چند روز دوباره مریضیش اوت کرده بود و همش سرفه میکردniniweblog.comو روز آخری هم رفتم و یک عدد آمپول زدم و بعد از ناهار هم حرکت کردیم به طرف بوشهر.niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (27)

مامان حنا
25 دی 90 18:10
سلام خانومی خوبییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نذرشون قبول باشه وای منم دلم شله زرد خواست کسی هم اینجا نبود شله زرد بده از اینجا بوی زعفرون و گلابو احساس میکنم خوش به حالتون یه مسافرتی هم رفتین و تنوعی شد
مواظب خودتو و دخترای نازت باش خانومی
توعکسا گل دخترات چه جیگری شدن



جاتون سبز خیلی خوشمزه بود.شما که کدبانو هستی زودی درست میشه
مامان ریحانا
25 دی 90 18:15
سلام
همیشه به گردش و مسافرت دقت کردی این چند وقتا همش برات این آرزو میکنم زود زود میرید
دلت میآد آخه میخوای از بی یو بری میگما دوست داری جامونو با هم عوض کنیم
نذریتون هم قبول


آره والا راضی ام به تبریز.آخه من بچه ی سردسیرم و طاقت گرما ندارم.مثل شوشوی جنابعالی
مرسی
مهسا مامان مرسانا
25 دی 90 19:43
عزیزم ممنوم از حضور گرمت...با افتخار لینک شدید......راستی نذر عمه مریم جون هم قبول باشه ان شاالله امیر علی جون به سلامتی به دنیا بیاد ......باز هم پیش ما بیاین خوشحال میشیم


ممنونم که اومدین.
مامان زینب
25 دی 90 20:08
ایشالا امیر علی خان هم به سلامتی تشریف بیارن و ...
مامانی فری
25 دی 90 20:48
نذرشون قبول باشه مسافرت خوش گذشت؟؟؟؟؟؟؟ اینشالله همیشه شاد باشد


ممنونم
مامان رومینا
25 دی 90 20:59
خصوصی دارید
مامان ریحانا
26 دی 90 2:30
اذیتمون نکن قلبم ضعیفه
سرمای ما رو انگاری دسته کم گرفتیا الان دستور میدم براتون سرما بیاد که استخوناتون بلرزه
ایشالا هر جا که باشی خوش باشی عزیزم


از شوخی که بگذریم بی یو رو دوست دارم ولی تنهائی و دوری اذیتم میکنه
مامان شایان و داداشی
26 دی 90 11:11
آی گفتید شیراز من هم عاشق این شهر قشنگم . نذری عمه جون هم قبول باشه . دردونه های خوشگلتون رو ببوسید از طرف ما


متشکرم
نقاشي
26 دی 90 13:44
سلام مجدد نقاشي را به ايميلتون ارسال كردم.خدا نگهدار


متشکرم از لطفتون
یاسی
26 دی 90 15:10
سلام از اونجایی که ما دنبال سر زن دووآشمون راه افتادیم و دوستای نتی ش رو یک به یک گلچین میکنیم برا خودمون.. سر از اینجاهم در اوردیم امااااااااااااا انگار خیلی وقته اینجا خاک میخوره ها


سلام .خوش آمدین عزیزم.
ولی منظورتون از خاک میخوره چی بید؟:؟
خاله جون
26 دی 90 17:11
همیشه به شادی سفر
قبول باشه



ممنونم
شهره مامان مینو
26 دی 90 18:12
ای جانم سفر خوش گذشته حسابی...من عاشق شیرازم. با این بارون به موقع باید صداتون کنیم قدم خیر عکساشون خیلی ناز بود.بخصوص اون کوچمولو که داره چرت میزنه


آره خدا رو شکر خوب بود.ممنونم
ناهید مامان اروین
26 دی 90 18:54
سلام با افتخار لینکتون کردم....
ماشالله دختر های نازی دارین....انشالله سایه پدر و مادر همیشه بالای سرشون باشه عزیزم...
ممنونم از اینکه به ما سر زدین....
بازم پیشمون بیاین....
راستی عجب نذری های خوشمزه ای...واییییی


بفرمائید
مامان اميرحسين
26 دی 90 20:00
نذرتون قبول
مامان اميرحسين
26 دی 90 20:01
نذرشون قبول ايشالا يه روز برگردين شيراز


انشااله
مامان علي
26 دی 90 20:53
ايشاءا... كه سفر خوش گذشته پس از قدم خير شما بود كه يكسره چند روز بارون ميومد. ما كه حسابي دلمون واسه بارون تنگ شده بود . ايشاءا... كه كارتون درست بشه و زودتر برگرديد شيراز . فرشته هاي نازتو ببوس.
نقاشي
27 دی 90 9:17
سلام دوست خوبم ممنون كه سر ميزنيد.
مامان نادیا و نلیا
27 دی 90 11:03
خوشبحالتون که رفتین سفر...اونم شیراز......نذرتونم قبول باشه.................


مرسی
مریم
27 دی 90 14:54
قبول باشه رمز رو خصوصی گذاشتم
مريم مامان آريا
28 دی 90 7:47
سلام خوبي ؟رسيدن به خير به به چه شله زردي . ما كه به بركت آپارتمان نشيني ديگه نذري هم گيرمون نمي ياد بخوريم الان يعني شما شيرازي هستين؟ پس بوشهري نيستين آره ؟ ما هم خيلي وقته دلمان هواي شيراز كرده خيلي دوست دارم توي يه هواي آفتابي خنك يه هفته اي شيراز رو بگردم خيلي جاهاي تفريحي و باستاني داره به ما سري بزن
مامان ماهان عشـــــــــ❤ــق
28 دی 90 23:31
سلام.نذر عمه قبول.اتفاقا ماهم اون سه روز بارونی رو شیراز بودیم.حیف کاش همدیگه رو دیده بودیم.


واقعا حیف شد
فهیمه مامان پرهام
29 دی 90 0:31
دفعه ی آخرت باشه که شله زرد رو به این وضوح میذاری جلو چشمای من


معلوم شد که ذائقه ی دوتامون عین همه.خودمم وقتی نگاش موکونم دهنم آب میافته.
وایسا ببینم شایدم منظورت برعکس بود:؟نفهمیدم!
فهیمه مامان پرهام
29 دی 90 2:43
نه اتفاقا" خیلی هم درست گرفتی.... می خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


من که تا حالا درست نکردم.اگه بلدی ایشااله هر وقت همدیگه رو دیدیم درست کن تا بخولیم
مامان طهورا
29 دی 90 9:58
ای خدا چه شله زردی چه گل سری چه مژه هایی... شرح عکس ها از بالا به پایین!
عمه نرگس
4 بهمن 90 23:05
چه خوبه این دیدار تازه کزدنا. نمی دونید وقتایی که شیرازید چه جوری تنظیم می کنم واسه اومدن و دیدنتون هرچند کم
پارميدا
6 بهمن 90 8:56
با يك شاخه گل به همدردي مادر و پدر انار برويد.........