شله زرد نذری
ثنا و ثمین عزیزم.روز چهارشنبه صبح رفتیم شیراز.هوا آفتابی بود و گرم و همه از اینکه بارون نمیباره ناراحت بودن.بس که قدم خیر بودیم ما
،همچین که عصر شد ،به قول معروف در آسمون باز شد و تا روز آخر که اونجا بودیم همش بارون بارید و همه خوشحال شدیم.هر چند که روز جمعه خونه نشین شدیم ولی 4شنبه و 5شنبه رو رفتیم بیرون و یه گشتی هم تو بازار زدیم.چقدر دلم برای خیابونهای شیراز تنگ شده بود.خدایا یعنی میشه ما دوباره برگردیم شیراز؟!.gif)
روز شنبه که اربعین حسینی بود،عمه مریم شله زردی رو که نذر بچه دار کردنشون کرده بودند رو پخت.گفته بودم که خدا بعد از 12سال بهشون یه نی نی داده که البته الان 8 ماهشه و انشااله آخر بهمن ماه به دنیا میاد.
بار اول که سونو رفته بود ،گفته بودن دختره ولی این دفعه گفتن پسره و اسمش رو امیر علی گذاشتن.تو این دو سه روز روروئک امیر علی رو آوردن پائین و ثمین گلی افتتاحش کردن و سوارش شدن.ناگفته نمونه که مامانتون هم تو این چند روز دوباره مریضیش اوت کرده بود و همش سرفه میکرد
و روز آخری هم رفتم و یک عدد آمپول زدم و بعد از ناهار هم حرکت کردیم به طرف بوشهر..gif)






شله زرد نذری
